صفحه اصلی

ایمیل مطالب رهبری پشتیبانی

خاطرات
اخلاق
وصیت نامه



دریافت کد آهنگ


تقدیم همه دخترایی که باباشون...

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ ... پدر نبود
ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود

گفتند : رفته گل ... نه گلی گم ... دلش گرفت
یعنی که از اجازه بابا خبر نبود

هجده بهار منتظرش بود و برنگشت
آن فصل های سرد که بی درد سر نبود

ای کاش نامه ای ، خبری ، عطر چفیه ای
رویای دخترانه او بیشتر نبود


عکس پدر ، مقابل آیینه ، شمعدان
آن روز دور سفره به جز چشم تر نبود

عاقد دوباره گفت: وکیلم ؟ ... دلش شکست
یعنی به قاب عکس امیدی دگر نبود


 

شنبه شانزدهم شهریور 1392

 

فرصت زمان

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


خدایا عذرم بپذیر که قدر زمان ندانستم وفرصت ازدست داده ودیر آمدم.

خدایا عذرم بپذیر که عمرم بگذشت ولحظه ای برای تو نبودم.

خدایا عذرم بپذیر که یک عمر خدا خدا گفتم ولی تورا نشناختم.

خدایا عذرم بپذیر با این که همه جا همراهم بودی ولی هیچ کجا تورا ندیدم.

خدایا عذرم بپذیربا این که تمام ابزار شناخت خویش را در وجودم قراردادی ولی لحظه ای درآن تفکر نکردم.

خدایا دستگیرمان باش.

یاعلی(ع)

 

سه شنبه دوازدهم شهریور 1392

 

رفتن وبرگشتن...

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :



از خدا آمده ام تا به خدا برگردم
پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم
می روم پشت سرم آب نریز ای مادر
وطن مادری آنجاست چرا برگردم
من به پابوسی آن سرور بی سر بروم
وای اگر از حرمش بی سروپا برگردم
کفن و چادر و انگشتر سوغاتم نیست
بگذارید که با شرم وحیا برگردم
سر پروازبه سوی غم دیگردارم
می روم شام مگربااسرابرگردم
دل بیمار فقط ازتوشفامی خواهد
شب جمعه است دلم کرب و بلا میخواهد.

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

پنجشنبه هفتم شهریور 1392

 

رییس جمهور عشق

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


شما اگر می خواهید به من خدمتی کنید گهگاهی به یادم بیاورید که : من همان محمد علی رجایی فرزند عبدالصمد ، اهل قزوینم که قبلا دوره گردی می کردم و در آغاز نوجوانی قابلمه و بادیه فروش بودم.  وهر گاه دیدید که در من تغییراتی بوجود آمده و ممکن است خود را فراموش کرده باشم همان مشخصات را در کنار گوشم زمزمه کنید. این تذکر و یادآوری برای من از خیلی چیزها ارزنده تر است

ـ آقای رجایی آیا شما حزب اللهی هستید؟

جوابش خیلی ها را متعجب کرد:

"اگر حزب اللهی باشم، نوع آن از نوع لاجوردی هاست!"

مردم ما از کمبود ها و کسریها گله ندارند،
آنچه مردم را می آزارد و صدایشان را در می آورد
وجود تبعیضات ناروا و سوء استفاده از بیت المال است و بس!


 

اگر از گناه مطهری، رجایی هست که بهشتی باشی.

اگر با هنر شهادت آشنایی، مفتح درهای بهشت میشوی.

 اگر با همت تقوا پیشه کنی، صیاد دلها میگردی.


شما بايد هر وقت من را مي بينيد، بپرسيد چه مي كني؟ وحتي سر من فرياد بكشيد؛ البته فريادي برادرانه و همچون اعضاي يك خانواده كه براي مستضعفان چه كرده اي؟

اگر از گناه مطهری، رجایی هست که بهشتی باشی.

اگر با هنر شهادت آشنایی، مفتح درهای بهشت میشوی.

 اگر با همت تقوا پیشه کنی، صیاد دلها میگردی.

شادی روح شهدا صلوات

 

 

 

پنجشنبه هفتم شهریور 1392

 

بازگشت پس از23سال

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


 

مجنون....

لیلی داشتن با لیلی پنهان کردن فرق داره.اینبار لیلی هایی رو پنهان کردی که هزاران چشم انتظار دارن وصدها مادر گریان.

لیلی هایی که برای استقبال از ورودشون دست وسر میشکنن حتی اونایی که نمی شناسنشون.

لیلی هایی که فرزندان روح ا... بودن ویادگاری های خیبر وبدر.

مجنون چه لحظات با شکوهی رو پشت سر گذاشتی  که با تمام اقتدارت وقتی که شهد شهادت رو می نوشیدن اونها رو در اغوش می گرفتی.

مجنون تو کربلا شدی برای اونهایی که اقتدا به سرور وسالارشون کردن.

بهت حق میدم خخه این لیلی ها با بقیه لیلی ها فرق دارن.

اینها بوی مظلومیت حسین(ع) رو میدن.

اینها بوی وفاداری عباس(ع)رو میدن .

اینها بوی غربت27ساله رضا(ع)رو میدن.

اینها بوی رفاقت باکری وهمت رومیدن.

اینها بوی غیرت عشق خدا شهامت.....رومیدن.چیزایی که امروز خیلی کمرنگ شدن.  

 

 

 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392

 

برنامه شبانه روز یک مسلمان

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


 بسم رب شهداوالصدیقین

برنامه شبانه روز یک مسلمان

خواندن نمازهای واجب

پیامبر اکرم میفرماید:کسی که به نمازهایش بی توجه باشد ازمن نیست وبه خدا سوگند روز قیامت بر من وارد نمیشود.

خواندن نمازهای مستحب

گفتن تسبیحات حضرت زهرا(س)بعدازهرنماز

اما صادق(ع):تسبیح حضرت زهرا(س)بعدازهرنماز از هزار رکعت نماز نزد من محبوب تر است.

نخوابین بین طلوع فجروطلوع افتاب

اما سجاد(ع):من خابیدن در این ساعت را دوست ندارم زیرا خداوند رزق وروزی بندگانش را دراین ساعت تقسیم میکند.

قران خواندن

امام صادق(ع):بر مسلمان است که هر روز پنجاه ایه از قران راتلاوت کند.

خواندن دعای عهد درهرصبح

صدقه دادن

امام صادق(ع):هرکس صبح صدقه بدهدخداوند نحسی ان روز را از ان دور میکند.

اندیشه وتلاش برای رفع گرفتاریهای اجتماعی

پیامبر اکرم(ص):هرکه صبح برخیزد وبه امور مسلمانان اهتمام نورزد ودر اندیشه انان نباشدمسلمان نیست.

خواندن زیارت عاشورا

اما م باقر(ع):

اگر میتوانی هر روز امام حسین (ع)را با این جملات زیارت کن.

رعایت اعتدال در خوردن وپرهیز از پرخوری

همیشه با وضو بودن

پیامبر اکرم(ص):همیشه با وضو باشید تا عمرتان طولانی گرددواگر توانستی درتمام شب وروز با طهارت باشی چنین کن زیرا اگر با طهارت بمیری شهیدی.

سحر خیزی وتهجد

رعایت اداب خوابیدن

محاسبه اعمال قبل از خواب

شستن دست وصورت قبل از خواب

با وضو خاوبیدن

مسواک زدن

خواندن سوره های اخلاص وتکاثر هنگام خواب

خدا یا!!!به ما توفیق بندگی در راه خودت را ارزانی ده

امین

یا علی(ع)
 

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392

 

بی سیم....

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


همت همت مجنون
حاجی صدای منو میشنوید 
همت همت مجنون 
مجنون جان به گوشم
حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر 
محاصره تنگ تر شده ...
اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی....
خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ....
اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند....
خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره ...
عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده ...
همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت جان


فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم باشیم ....
حاجی اینجا به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید تا بوی گناه مشامتونو اذیت نکنه
ولی کو اخوی گوش شنوا...
حاجی برادرامونم اوضاعشون خرابه.......
همش می گیم برادر نگاهت برادر نگاهت ....
حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلبو میزنه  
کمک می خوایم حاجی .......
به بچه های اونجا بگو کمکــــــــــــــــــــــــــــــ برسونند

داری صدا رو.......
همت همت مجنون.......
دل نوشت: آره داداشا و خواهرای گلم، حکایت ما الان اینه، ولی کار ما از بیسیم زدن گذشته، کاش یه تیکه سیم می موند باش سیم خودمونو وصل کنیم به شهدا ولی افسوس که همه رو خودمون قطع کردیم.
ولی بازم امیدمون به خودشونه.
انشالله این اخر رمضونی دستمونو بگیرن واز فرش به عرش ببرن.
 

 

دوشنبه چهاردهم مرداد 1392

 

خدایا....

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


بسم رب شهدا والصدیقین

بار خدایا؛

وسوسه های نفس نگذاشت، جانم در نهر رجب تطهیر شود؛

از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم؛

ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ...

خدایا امشب شب اخر از شبهای قدره....

ازما بگذروتوبمونو قبول کن.

خدایا"امشب دلی باعطش معرفتت به همه هئیت کوچیکمون بده "

یاعلی(ع) 


 

پنجشنبه دهم مرداد 1392

 

توبه از توبه ها...

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


بسم رب شهدا والصدیقین

شب بیست و سوم

خدایا فقط همین یه دعا رو برای همه ماها برآورده کنی،همه مشکلات درست میشه.

به حق هرچیزی که تو قرآن بهشون قسم خوردی،به هممون،همه مسلمون ها، یه همت و ایمانی بده که تو راه راست ثابت بمونیم.

فکر کنم هممون کسایی رو می شناسیم که میگن ما هم عین تو بودیم.یه بیست سی سال دیگه عین خودمون می شی.ما رو به سرنوشت اینجور آدما دچار نکن.

خدایا کاری کن که دیگه به قول یکی از مداح ها مجبور نشیم ازتوبه هامون توبه کنیم.کاری کن که همیشه یادمون باشه امام زمان(عج) داره کارنامه هامون رو می بینه.

یاعلی(ع)

 

پنجشنبه دهم مرداد 1392

 

وصیت

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


 

جمعه بیست و یکم تیر 1392

 

عقل وعشق

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


جاذبه خاک به ماندن می خواند و       

                                                          آن عهد باطنی به رفتن                      

      عقل به ماندن میخواند و

                                            عشق به رفتن..

و این هر دو را خداوند افرید تا وجود انسان در آوارگی و حیرت میان عشق و عقل معنـــا شود...1    

چه زیبا گفتی سید جان و چه عاشقانه عقل را نفی کردی!!!

به راستی که سالهــاست به بهانه ی عقل در گیر جاذبه ی این خاکیم...

و نه فرصتی برای عاشقی پیدا کردیم و نه به آن عهد باطنی وفـا...!!!

و یادمان نمی رود که همین جاذبه و همین عقل بهانه ای بود برای هبوط همیشگی ما ...

و این هبوط شد نشانه ی تمایــز انسان ...

و انسان همچنان آوراه و حیرت زده به دنبال عشق برای عروج!!!

و تو گفتی آن زمان عشـــق در عـــــروج معنا خواهد شد که دست از عادات سخیف خاکستر نشینی برداری و دل به دریا بزنی...

و رمز دریایی شدن آن است که فقط و فقط هل من ناصـــر ینصـرنی اش را لبیک گویی و هنگامه خاموشی چراغ ها و آزاد گشتن بیعت ها جان خویش را که قرار بود بهای دیدار شود ندزدی و تا عمق  جاذبه خاک فرو نروی آنهم به بهانه ی عقل.....

 آری  سید مرتضی  حال سالیان سال است که عقل براحتی عشق را نفی می کند و ما هنوز هم خاکستر نشینیم...!!!

دستی برآرید فاصله مان تا عروج .....دمی عاشقی است...

 

دوشنبه هفدهم تیر 1392

 

چندسخن از شهید اهل قلم

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


مبادا غافل شویم و روزمرگی ما را از حضور تاریخی خویش غافل کند .

هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت می دهد که نامی اینچنین بر او نهاده اند؟

راه کاروان عشق از میان تاریخ می‌گذرد و هر کسی در هر زمان بدین صلا لبیک گوید، از ملازمان کاروان کربلاست.

پندار ما اینست که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آنست که زمان ما را با خود برده است و شهداء مانده اند .

آن آزادی که غرب می گوید « رهایی از هر تقید و تعهد » است و این آزادی که ما می گوییم نیز «رهایی از هر تعلقی » است .

امام(ره) به ما آموخت که انتظار در مبارزه است و این بزرگترین پیام او بود و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده می دارد همین است .

زمان بادی است که می وزد هم هست هم نیست . آن که ریشه در خاک استوار دارند را از طوفان هراسی نیست . جنگ می آمد تا مردان مرد را بیازماید . جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه ای به کربلا باز شود .

هنر آنست که بمیری پیش از آنکه بمیرانندت و مبدا و منشا حیات آنانند که چنین مرده اند .

ساحل را دیده ای که چگونه در آینه آب وارونه انعکاس یافته است ؟ سر آن که دهر بر مراد سفلگان می چرخد این است که دنیا وارونه ی آخرت است .

پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می شودوطن پرستو بهار است و اگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند .

ایندشمن با خیل عظیمی از آهن به مصاف ایمان آمده است و بچه‌ها، همان بچه‌های محله‌ی من و تو، کشاورزهای روستا، طلبه‌های گمنام حوزه‌ها، همان بچه‌هایی که اینجا و آنجا در مساجد و نماز جمعه می‌بینی، همان بچه‌ها در برابر تمامیت کفر و ماشین جهنمی جنگش ایستاده‌اند، و تو می‌دانی که پیروزی با کیست.

ای شقایق های آتش گرفته دل خونین ما شقایقی ست که داغ شهادت شما را بر خود دارد آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟ ...

ای شهید؛

ای آنکه برکرانه ی ازلی وابدی عالم وجود برنشسته ای دستی برآر و ماقبرستان نشینان عادات سخیف را نیز ازاین منجلاب بیرون کش.

عجب ازاین عقل باژگونه که ما رادرجست و جوی شهدابه قبرستان ها می کشانَد!

 

یکشنبه شانزدهم تیر 1392

 

راز ماندن در چیست؟

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


 کوه پرسید ز رود،

 زیر این سقف کبود 

 راز ماندن در چیست؟

گفت در رفتن من

 کوه پرسید :و من؟

 گفت:در ماندن تو 

بلبلی گفت: و من؟

  خنده ای کرد و گفت: در غزل خوانی تو

 آه از آن آبادی

که در آن کوه رَوَد،

رود ،مرداب شود،

 و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد،

و نخواند دیگر،

من و تو ،بلبل و کوه و رودیم

 راز ماندن جز، در خواندن من،ماندن تو،رفتن یاران سفر کرده یمان نیست

 بدان!...

شعر از زنده یاد ابوالفضل سپهر

 

یکشنبه شانزدهم تیر 1392

 

بیعت با امام عاشقان

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


در ذهنم گذشت چه بسیار نوابغی که در دریا غرق شدند، در جاده ها تصادف کردند و یا دچار فساد و اعتیاد و زیاده خواهی و وطن فروشی و.... شدند.

مگر نه اینکه هر کسی را به حکمت الهی زمانی مقرر در دنیاست،

پس چه زیباست در این قحطی شهادت چنین بلند پریدن!!

عجیب است ،عیار شهادت همیشه بالا بوده است.باید زائر امام رضا (ع) در ظهر عاشورا باشی، یا محرم کعبه و فریاد کننده ی (یا ایها المسلمون اتحدوا اتحدوا....) یا هشت سال در جبهه گوش به فرمان نائب امام زمانت و آماده ی قطع عضو،قطع نخاع، شیمیایی و یا میکروبی شدن تا رسیدن به خلوص در خور شهادت و یا همچون (احمدی روشن) باشی .نخبه ای کارآمد در جهت ( واعدو لهم ما استطعتم من قوه)

خلاصه باید چیزی باشی در خور هدف وگرنه در غدیر زندگی ات، اگر چه حرف از عید و جشن و بیعت است ،جفا خواهی کرد.

پس بکــــــوش چنان ارزشمند گردی که در میان تمام بیعت شکنان عالم،...

با امـــــــــــــــامت عاشقانه بمانی و وفــــــا کنی.

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

 

پنجشنبه سیزدهم تیر 1392

 

گمشده

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


گمشده

 یک جوان از خانه خارج شده وبه منزل مراجعت ننموده

از کسانی که از او اطلاعاتی در دست دارندتقاضا می شود به ما خبر داده وخانواده اش را از نگرانی برهانند.

جهت شناسایی راحت تر اطلاعات زیر در اختیار عموم قرار می گیرد.

1- مادر، فرزند و همسراو بیست سال است در انتظار او هستند.

2- وی ازحواس کامل برخوردار بوده و در آ خرین ملاقات

اظهار داشته دعا کنید گمنام بمانم.

3- آخرین کسانی که او را دیدند تک تیرانداز های دشمن بوده اند.

4- روی استخوان های پیشانی اش جای یک قناسه است.

5- در وصییت نامه نوشته بود به فرزندانم بگویید من رفتم تا آنان

پیروز وسرفراز بمانند.

می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم

وقتی که سحر شکفت بر می گردم

 سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت

دنبال کسی که گفت : بر می گردم

 

پنجشنبه سیزدهم تیر 1392

 

ماه رمضون یعنی حضرت عباس(ع)

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع :


سلام سلام سلام...

دیدی(چشم دل)حضرت عباس(ع) رفت کنارعلقمه مشتی آب برداشتو در اوج تشنگی خطاب -به آب گفت :"ای آب یه کاری می کنم تا عمر داری شرمنده بمونی -یه کاری میکنم دیگه حتی رنگ بی رنگیتم بره - بوی نداشتت بپره...

در واقع حضرت عباس(ع) انگشت اشاره ی مبارکشان را رو به نفس خودش گرفته بود 

*می خواست راه رو به ما نشون بده* 

وگرنه که خودش...

همین بود وقتی بچه ها تو جنگ قبل از عملیات یا به محض متوجه شدن رمز عملیات

" یا ابوالفضل عباس(َع)"

 تمام قمقمه های اونا پر از آب بود و دست نخورده می رفتند به سمت دشمن-------

همینه که آب هنوز که هنوزه شرمندست- همینه که تو مناطق عملیاتی وقتی یه شهید رو پیدا می کنند-

می بینند قمقمه ی آبش هنوز آب داره-------------- می شنوند با اینکه قمقمه اش آب داشت اما با لب تشنه شهید شد.

***ماه رمضـان یعنی همین!!!! نفست رو تشنه ببـری کنار آب تشـنه تر برشـگردونی***

 

پنجشنبه سیزدهم تیر 1392

 

وصیت نامه ی بسیجی شهید کرم رضا رضاییان

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع : وصیت نامه


" برادران من بندگیتان کجاست؟
بعضی دنبال جاه و مقام میروند،اشتباه است!
جاه و مقام در این دنیای یکروزه چیست که انسان شب و روز جان بکند؟!
آنقدر کار کنید که به خاطر خدا باشد .
و به مستضعفین کمک کنید.
صلح و سازش ننگ است، جواب جنگ جنگ است.
برادران به ولای علی قسم، به جان حسین و رزمندگان و به لحظه ای از عمر امام قم، آنقدر به جبهه خواهیم رفت و جنگ خواهیم کرد که امام تنها نماند؛
و آنقدر به جبهه میروم که قطعه قطعه گردم و آن وقت است که رستگار خواهم شد.
بار خدایا اگر من شهید شدم- شهید راه خودت - بگذار به صورتی که جنازه ام را پور کنند یعنی مثل خاک، تا باد جنازه ی پودر شده ی مرا ببرد تا زمین را اشغال نکند..."
این بسیجی والامقام در عملیات والفجر 9 در سن 21 سالگی عاشقانه در جبهه ی سلیمانیه برای رضایت معشوقش جنگید و به شهادت رسید.
پیکر مطهر ایشان پس از هشت سال چشم انتظاری به آغوش مادر پیرش بازگشت...
 

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392

 

مسیر خدا...

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع : وصیت نامه


 

از مسير خدا يعني اسلام و اخلاق و آداب اسلامي يك لحظه دور نشويد.از كارهايتان ريا و خودنمايي و ديگر رذايل اخلاقي را دور كنيد، تقوايي خدايي داشته باشيد و اعمالتان را فقط براي خدا انجام دهيد و بس.

(فرازی از وصیت نامه شهید محمدرضا دولت آبادی)

 

یکشنبه بیست و ششم آذر 1391

 

وصيت نامه شهيد زین الدین ...

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع : وصیت نامه


وصيت نامه شهيد

بخوان و درس بگیر ...

بسمه تعالی
اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ کس نمی‌تواند پاسداری از اسلام کند در حالی که ایمان و یقین به اباعبدالله‌الحسین(ع) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنه‌های پیکار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است. من تکلیف می‌کنم شما « رزمندگان » را به وظیفه عمل کردن و حسین ‌وار زندگی کردن.
در زمان غیبت کبری به کسی « منتظر » گفته می‌شود و کسی می‌تواند زندگی کند که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت‌طلبی می‌خواهد. در این وصیت نامه فقط مقدار بدهکاری ها و بستانکاری ها را جهت مشخص شدن برای بازماندگان و پیگیری آنها می نویسم،به انضمام مسائل شرعی دیگر.1- مسائل شرعی:الف ) نماز: به نظرم نمی آید بدهکار باشم ، ولی مواقعی از اوان ممکن است صحیح نخوانده باشم،لذا یکسال نماز ضروری است خوانده شود.
ب ) روزه: تعداد190روزه قرض دام وتنوانستم بگیرم.
ج ) خمس: سی و پنج هزار ریال به دفتر آیت الله پسندیده بدهکار هستم.
د ) حق الناس: وای از آتش جهنم و عالم برزخ ، خداوند عالم بصیر است.2- مادیاتالف ) بدهکاریها:
1-
مبلغ شش هزار تومان معادل شصت هزار ریال به طرح و عملیات ستاد مرکزی بدهکارم،البته قبض دویست هزار ریال است ، ولی ازاین مبلغ شصت هزار ریال بدهی بنده است.
2-
وام یک میلیون ریالی از ستاد منطقه (۱) گرفته ام که ماهانه بیشتر از هزار ریال باید بدهم، از این مبلغ هزار و هفتصد و پنجاه تومان حق مسکن را سپاه می دهد و دویست و پنجاه تومان از حقوقم کسر نمایند.
3-
پنجاه هزار ریال به آقای مهجور (ستاد لشگر) پول نقد بدهکارم و پرداخت شد توسط در گاهی.
ب ) بستانکاریها:
1-
مبلغ هفتاد و پنج هزار ریال رهن منزل که به آقای رحمانی توفیقی جهت منزل مسکونی داده بودم و طلبکارم ، این منزل را بمدت یکسال اجاره نمودم . باتفاق آقای رحمان توفیقی که ما در طبقه بالا و رحمان در طبقه پایین زندگی می کردند و ظاهرا شهید حسن باقری از طریق آقای استادان منزل را از شخصی بنام معاضدی(صاحب اصلی خونه) اجاره کرده بودند ، ولی نامبرده یکسال است که مبلغ فوق را مسترد ننموده است.
2-
مقداری پول هم که مبلغ آن را نمیدانم (یادم نیست)نزد پدرم داشته‌ام و مقداری هم مجددا اگر به پدرم داده‌ام جهت بدهی‌ها
پدرم برای خانه‌ای که خریده بود تا با آن زندگی کنیم ولی خانه متعلق به پدرم می‌باشد و من فقط مبلغ فوق ویکصد هزار تومان وام مندرج در بند2. بدهکاریها ره از مبلغ نهصد و سی هزار تومان وجه بابت خانه مسکونی که پدرم خریده بوده است را داده‌ام که در صورت مرگ من و فروش خانه مستدعی است. باقیمانده وام را به سپاه برگردانده و طلبکاری من از پدرم رابه همسر و فرزندم بدهید و باقیمانده پول خانه هم طبیعتا به پدرم میرسد. مطلب دیگری به ذهنم نمی‌رسد و اگر کسی مراجعه کرد با توجه به وصییت من اقدام نمایید.
مهدی زین الدین

 

یکشنبه بیست و ششم آذر 1391

 

سلام بر ابراهیم

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع : خاطرات


**** سلام بر ابراهیم

یک ماه از مفقود شدن ابراهیم می گذشت. بچّه هایی که با ابراهیم رفیق بودند هیچکدام حال و روز خوبی نداشتند. هر جا جمع می شدیم از ابراهیم می گفتیم و اشک می ریختیم.
برای دیدن یکی از بچّه ها به بیمارستان رفتیم، رضا گودینی هم اونجا بود. وقتی که رضا رو دیدم انگار که داغش تازه شده باشه بلند گریه می کرد. بعد گفت: "بچّه ها دنیا بدون ابراهیم برا من جای زندگی نیست. مطمئن باشید من تو اولّین عملیات شهید می شم".
یکی دیگه از بچّه ها گفت: "ما نفهمیدیم ابراهیم کی بود. اون بنده خالص خدا بود که اومد بین ما و مدّتی باهاش زندگی کردیم تا بفهمیم معنی بنده خالص خدا بودن چیه" یکی دیگه گفت: "ابراهیم به تمام معنا یه پهلوان بود یه عارف پهلوان"
پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت. هر چه مادر از ما پرسید: " چرا ابراهیم مرخصی نمی آد؟" با بهانه های مختلف بحث رو عوض می کردیم و می گفتیم: "الآن عملیاته، فعلاً نمی تونه بیاد تهران و... خلاصه هر روز چیزی می گفتیم."
تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: "مادر چی شده؟"
گفت:
من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و... "
وقتی گریه اش کمتر شد گفت:
"من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".
مادر ادامه داد: "ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود، هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری، می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه"
چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادر حقیقت رو بگه. آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در سی سی یو بیمارستان بستری شد.
سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار بره و به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام بشینه، هر چند گریه برای او بد بود. امّا عقده دلش رو اونجا باز می کرد و حرف دلش رو با شهدای گمنام می گفت.
 

یکشنبه بیست و ششم آذر 1391

 

قوانین شهید علمدار

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع : اخلاق


قانون اول:

بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.

اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم.




قانون دوم:

پروردگارا! اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نمازشدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم .

قانون سوم:

خدایا! اعتراف می کنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بیاورم.


قانون چهارم:

خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم.

حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بیاورم .




قانون پنجم:

خدایا! اعتراف می کنم از اینکه «خدا می بیند» را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم. حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.


قانون ششم:

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم،باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم.


قانون هفتم:

حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدی باید 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبدیل می شود.



قانون هشتم:

هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته 2 روز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد،اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه باید بپردازم .


قانون نهم:

در هر روز باید 5 مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این

عمل را بجا بیاورم روز بعد باید 15 مسئله بخوانم .


قانون دهم:

در هر 24 ساعت باید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2 بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ، 3 مرتبه این عمل را تکرار کنم

 

یکشنبه بیست و ششم آذر 1391

 

فراموشی خود

نویسنده : خادم العباس 5

موضوع : وصیت نامه


انسان گاه گاهي خود را فراموش مي‌کند ، فراموش مي‌کند که بدن دارد ، بدني ضعيف و ناتوان ، که در مقابل عالم و زمان ، کوچک و ناچيز و آسيب پذير است ، فراموش مي‌کند که هميشگي نيست ، و چند صباحي بيشتر نمي‌پايد ، فراموش مي‌کند که جسم مادي او نمي‌تواند با روح او همپرواز شود ، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت مي‌کند ، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود ، بي خبر از حقيقت تلخ و واقعيت‌هاي عيني وجود ، به پيش مي‌تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي‌شود .

اما درد آدمي را به خود مي‌آورد ، حقيقت وجود او را به آدمي مي‌فهماند ، و ضعف و زوال و ذلت خود را درک مي‌کند ، و دست از غرور کبريايي برمي‌دارد ، و معني خودخواهي و مصلحت طلبي و غرور را مي‌فهمد و آن را توجيه نمي‌کند.

شهيد مصطفي چمران

 

یکشنبه بیست و ششم آذر 1391

 

مطالب گذشته

·

تقدیم همه دخترایی که باباشون... ارسال در : شنبه شانزدهم شهریور 13920:37

·

فرصت زمان ارسال در : سه شنبه دوازدهم شهریور 139213:3

·

رفتن وبرگشتن... ارسال در : پنجشنبه هفتم شهریور 139217:49

·

رییس جمهور عشق ارسال در : پنجشنبه هفتم شهریور 139217:4

·

بازگشت پس از23سال ارسال در : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 139219:43

·

برنامه شبانه روز یک مسلمان ارسال در : دوشنبه بیست و یکم مرداد 139213:0

·

بی سیم.... ارسال در : دوشنبه چهاردهم مرداد 139212:39

·

خدایا.... ارسال در : پنجشنبه دهم مرداد 13920:36

·

توبه از توبه ها... ارسال در : پنجشنبه دهم مرداد 13920:35

·

وصیت ارسال در : جمعه بیست و یکم تیر 139211:17

·

عقل وعشق ارسال در : دوشنبه هفدهم تیر 139215:4

·

چندسخن از شهید اهل قلم ارسال در : یکشنبه شانزدهم تیر 139211:44






> http://emamreza110.persiangig.com/galeb/shahid/shahid2.zip/download